Safdar

Friday, April 21, 2006

حسین درخشان بهمن کلباسی صنم دولتشاهی سیما شاخساری نازلی جنده کاموری تو خشتکشون شاشیدن. جاکشهای مادرکس ده حال کردم حال کردم خشتکتون گهی شد. جاکشا ی رفسنجانی این اولش هست. رژیم عوض بشه ما می دونیم با شما چیکار کنیم زیر هفت تا سوراخ ننههاتون فرو برین گیرتون میاریم با پول مردم آمریکا دکتر می شین و ژورنالیست کس می گین به ریش ننه هاتون خندیدن.






زیتون جونم خوب گفتم؟.

Tuesday, April 18, 2006

فرناز سیفی کس کسو بلاگ نمی نویسد

تا چند روز دیگه با ناز کشی ایرج سیف کیری بر گرده و سر انگشت نازلی کاموری می شند

تقدیم به

نازلی کاموری دکتر بعد از این و انگشت ارکت ننه مردهش


من حواسم هست که وبلاگستان بی این دو، چیزی کم دارد.
سخن گ هبار کتایون مقدم معروفه سایه اسپرم هدری

انگشتشم کس گنده خیکیه

Saturday, April 15, 2006


نوشت

احمد سیف

، مدرس دانشگاه هستم و اقتصاد درس میدهم کس ننه م می

کونم


اگر به سایت های انترنتی فارسی زبان رجوع کنید در همه شان جمله ای به این مفهوم خود نمائی می کند: "نام سایت" از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال مي‌گردند معذور است.
به مصداق سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند- به تجربه دو سه سالی که برای بعضی از این نشریات انترنتی مطلب می نویسم- گمان نکنم مطلبی نوشته باشم که آن را به بیش از یک سایت فرستاده باشم. البته پیش آمده است که با بیش از یک سایت انترنتی همکاری کرده ام ولی کوشیده ام که اگر مطلبی را به یکی فرستاده ام همان مطلب را به سایت دیگر نفرستم. از نظر من، این کار اندکی زیادی لوس است و بوی خود شیفتگی می دهد. ولی تازگی ها می بینم که تقریبا به هر سایتی که سر می زنم، خیلی از مطالب شان مشترک است. بی گمان دلیل اش این است که نویسندگان و مترجمان کار خود را برای بیش از یک سایت می فرستند و مسئولان این سایت ها نیزگرفتار تر از آن هستند که بتوانند چیزی را چک کنند، شاید هم می کنند ولی به قول جوروج ارول، « همه باهم برابرند ولی بعضی ها برابرترند». نتیجه این می شود که وقتی آدم یک سایت را می خواند می تواند قسم حضرت عباس بخورد که بخش های قابل توجهی از سایت های دیگر را هم خوانده است.
نمی دانم گناه از کیست و تقصیر کیست؟
ولی برای این که فکر نکنید بی سند دارم تهمت می زنم، به عنوان مستوره به
این، این، این، این، این، این، این، سربزنید.
اگر دوستان از موارد دیگری خبر دارند لطفا به من خبر بدهند تا با افزودن لینک لازم این کمبود بر طرف گردد.

احمدسیف

Thursday, March 30, 2006

احمد سیف و ننه سکینه سه پستونش و جفتی اون چشا کورش (اسمای مستهاراین جاکش ایناس بهروز امین بهنام حشمت ایرج سیف کونی مازندرانی ) با پسر بیست و چهارسالهاش و فرناز سیفی کس کسو تریپ کون دادن دارن. باند صنم دولتشاهی عروس جنده بابک محیط و فرناز سیفی عروس کونی احمد سیف و مریم میرزا کونده معروف با گلناز ملک جنده تهران نازلی کاموری و سیما شاخساری دکتر کس لیس با بقیه جنده های بند باز بلگ شهرتو فلوریدا تورنتواشتگتن و تهران افتادن

بیاه! بیلاخ!

زیتون جونمم که خیلی خوردنیه:

گلناز ملک و فرناز سیفی
گلی و فری آینه را فقط برای تجدید آرایش و دیدن میزان درازی دماغشان در می‌آورند نه گذاشتن جلوی دیگران. می‌گویید نه، از نازی بپرسید! وگرنه حرف زدن پشت سر من چه نفعی برایم دارد؟

Friday, March 24, 2006

یا مقلب القلوب

فرناز سیفی به آلمان آمد و در سفارت مجهوری اسلامی صیغه احمد سیف معروف به بهنام حشمت شد. شواهد امر حاکی بر کس دادن فعالانه فرناز سیفی در ایران و آلمان به احمد سیف ملقب به اسامی مختلف است. فرناز سیفی جنده شهر نو از اسم دوستش مستانه اشرف زاده سواستفاده می کند و در سایتها و وبلاگها پیغام می نویسد. چند روز پیش وبلاگ کتایون مقدم اشتباه لینکش به اسم مستانه افتاد.

کتایون مقدم جنده احمدرضا علی حسینی در اتاوا هر سال به ایران می رود . می‌گید نه خودتون تشریف ببرید ببینید.

دم‌نوشت: پست دیروز را که نوشتم سایت مشکل داشت و در نتیجه بالا فرستاد.

Friday, March 10, 2006

بسیجی های رژلبی و حشیشی مقیم تورنتو و آمریکا و اروپا و ناف تهران

گروه زنان به سر سپردگی بهمن کلباسی حزب اللهی که تو تورنتو حشیش می کشه و به ایران رفت و آمد می کنه. بهمن تو زندان جزو اطلاعاتچیهای رژیم بود ودانشجوها را لو می داد . بهمن کلباسی و چند آدم دیگر در داخل و خارج از ایران حامیان و فعالان رژیم ایران.

فتانه کیانرسی
گلناز امین
مهشید راستی
کتایون مقدم
فرناز سیفی
پرستو دو کوهی
نازلی کاموری
سیما شاخساری
صنم دولتشاهی

فتوای تازه از گروه زنان اقلیتی

با افتخار غرق می شویم

نوشته‌ي سایه، در مجموعه‌ي نوشته های روزمره — ساعت 12:33

سر تجمع دیروز پارک دانشجو، مثل هر تجمع این چنینی یکی رد شده بود و پرسیده بود چه خبر است؟ مامور باتوم به دستی جواب داده بود که:”اینها یک عده ج… هستند که می‌خواهند همین دو تکه لباس را هم نپوشند.” این را خواهرم به من گفت و من به یاد آوردم که جواب آشناست. این را روز 22 خرداد هم با همین گوشها شنیدم. معلوم است که یک تئوری پرداز مریض شبیه این جمله‌ها را توی گوش انصاری و کمیته چی و مامور و …می‌خواند. طرف هم غیرتی می‌شود و چشم ها را می‌بندد و دهان را به فحش باز می‌کند و باتوم دور سر می‌چرخاند.
‌می‌دانی ؟ ما مردم عادت به فکر کردن، مطالعه و تامل کردن، حتی به حافظه رجوع کردن، نداریم. همه این کارها سخت است.همان چشم بستن و دهان باز کردن از همه آسان‌تر است (کتی مقدم ؟) .
اصلا چرا راه دور بروم؟ چرا از خودمان حرف نزنم؟ از ما وبلاگ نویس‌ها؟ همین که وبلاگ زدیم، شدیم مرکز و جهان و شروع کردیم به نظریه صادر کردن. همین که مناسبتی می‌رسد یا اتفاقی می‌افتد لازم است حتما نظریه ما مطرح شود: ” “آنهایی که از تبعیض زن و مرد ناراحتند حتما در بچه‌گی مادرشان بین آنها و برادرشان تبعیض قائل می‌شده. ” ” اینهایی که می‌روند تجمع بیشتر دنبال شوهر پیدا کردن هستند.” تیتر می‌زنیم ” روز زن یا مردستیزی؟” افاضات می کنیم:” طبق مطالعاتی که من در فمینیسم داشته‌ام و با تاییدات شوهر گوگولی‌ام، فمینیسم چیز بد و اخی است. پس روز زن را به شوهرم تبریک می‌گویم که به زنانه مردانه معتقد نیست!!!!”
حاضرم سر همه مقدساتم شرط ببندم که روی همه این نظریات و افاضات یک دقیقه هم فکر نشده، مطالعه که جای خود دارد.
می‌دانی؟ باید یادم باشد حتما از بچه‌ها بپرسم سیمین بهبهانی شوهر پیدا کرد یا نه؟ مریضی مرد ستیزی فرناز و پرستو و گلناز و…بهتر شد یا نه؟ دق دلی برادرهایشان را خالی کردند یا نه؟ باید بپرسم آنهایی که برادر ندارند چرا رفته‌اند تجمع؟ لابد از پسر همسایه دق‌دلی دارند و یا همسر نانازی ندارند که به جایشان فکر کند، این است که سرگردان خیابان‌ها شده‌اند و باتوم می‌خورند و کبود می‌شوند. من خوشبختانه جایم خوب است و از همین جا وبلاگ می‌نویسم و نظریه صادر می‌کنم و در ضمن مدام یادآوری می کنم که من و بابام و داداشم و عموم همیشه در خوشبختی غرق بودیم و هستیم. فقط معلوم نیست که چرا مهاجرت کردیم!!! همین مزخرفات را هم توی مغر بچه‌هایم فرو می‌کنم تا آنها هم بشوند نسل دوم مهاجرین خوشبخت که البته هر چه زور می‌زنند، مثل خارجی‌ها کوووول نمی‌شوند و پسرهایشان مثل پدرها خوش غیرتند و دخترها مثل مادرها از هیجده سالگی دنبال پسند شدن!!!!

شما را سر جدتان نگویید که هر کس حق دارد عقیده اش را بنویسد و تو می‌توانی نخوانی! من از حرف زدن بدون فکر، از تبلیغ حماقت ( افاضاتت مشخصه خماقتت هست دلیل نیار خودمان می خوانیم و می بینیم چه گهی هستی) ، از با افتخار غرق شدن توی کثافت حالم به هم می‌خورد، چون درست به همین شکل و با همین طرز فکر است که مملکتم (چند دفعه دیگه با بهمن کلباسی و نازلی کاموری حشیش بکشی از این بدتر هم می شی) دارد می رود روی هوا.
مگر غیر از این است که رییس جمهور مهرورز چند تا شعار از روی دیوار خوانده (خاتمی؟) و بعد هر جا ‌رسیده، دهان باز کرده و این نتیجه هسته‌ای را به بار آورده (احمدی نژاد؟)؟ مگر غیر از این است که یک عده هم گوسفندوار دنبال حرفش را گرفته‌ان (خودت و بقیه مجاهدا؟) ؟ مگر غیر از این است که که ملت توی راهپیمایی ها هوار می زنند که انرژی هسته‌ای حق مثلث! ماست؟ مثلث و مسلم چه فرقی برایشان دارد وقتی که نیاز نیست مغزشان را به کار بیندازند (تو مغزت رو فعال کن دلت واسه بقیه نسوزه؟)

پی نوشت: هر کسی این نوشته را به خودش بگیرد، درست گرفته است .


Tuesday, February 28, 2006

تو برو واسه رژیم سینه بزن تو رو چه به اخلاق

سبیل طلا (نازلی کاموری)
نيکان،
عجب آدمی هستی واقعا....
يعنی انصافا آدم از تو ضعيف کش تر در دنيا وجود ندارد (نازلی خانم؟ از کی تا حالا حسین ضعیف شده؟ ) و خدا نکنه که تو از کار کسی سر در بياری. من واقعا ناراحت می شم این خاله زنکی های احمقانه و با گوشه و کنايه ( نازلی کاموری تو رو که همه می شناسن چقدر خاله زنکی اول خودت رو امر به معروف کن) . تو راجع به حسين چی می دونی؟ (مثل تو و بابات مامور رژیمه ) ممکن هست که حسين هزار عيب و ایراد داشته باشه گند دماغ باشه، نسبت به اطرافيانش بی اهميت باشه، و اصلا هم حوصله فداکاری نداشته باشه ولی لااقل در مورد روابط انسانی اش هيپوکريت نيست (از دید تو نیست. از دید خیلیها که می شناسنش و تو رو هم می شناسند هر دوتون هیپوکریتین بی ریخت! دروغگو و بی حیا و بی خط قرمز هستین. تو جلو کس و کونت رو نمی تونی بگیری می خوای حرف اخلاق بزنی!) . من می خوام بدونم این که تو عين يک اخاذ از اطلاعاتت برای گرفتن باج-حالا گيرم باج محبوب کردن خودت باشه برای خراب کردن حسين يا کار گرفتن يا حالا هر چيز....- واقعا آدم متاسف می شه شما ها را می بينه.
و چرا نمی خوای قبول کنی که ارزش های اخلاقی که تو هر روز داری با شو آف هات به رخ همه می کشی، ارزش های اخلاقی عالم
گير نيستن و بعضی آدم ها خوشحالن که روابط جنسی آزاد داشته باشند که اون هم خيلی فرقی با تک همسری مقدش شما نمی کنه (تو چرا جوش می خوری؟ تو با رای دادن به مشروعیت رژیم از اخلاق و ارزشهای اخلاقی حرف می زنی؟).


دیدین احمد سیف با اسم قلابی بهنام حشمت مقاله می نویسه؟ مرتیکه بی همه چیز کون لیس .

فرناز سیفی از ایرانیها متنفر است


چهار گروه از آدم ها رادر زندگیم هرگز درک نکردم. برای دو گروه اول احترام قائلم، در واقع هیچ تفاوتی میان انها وآدم هایی که درکشان می کنم نیست. نسبت به دسته سوم احساس ترحم می کنم...از گروه چهارم اما منزجرم، در نظرم بی ارزش ترین و کثیف ترین آدم ها هستند. چندش آور هستند اعضای این گروه، چندش آور.

www.farnaaz.com